تبلیغات
"لحظه ای صبر...ظهور نزدیک است"

"لحظه ای صبر...ظهور نزدیک است"
وقتی امام عاشقان غایب است***اطاعت از خامنه ای واجب است
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
چند صلوات برای ظهور آقا امام زمان (عج) می فرستید؟







دزدى به خانه احمد خضرویه رفت و بسیار بگشت ، اما چیزى نیافت كه قابل دزدى باشد . خواست كه نومید بازگردد كه ناگهان احمد، او را صدا زد و گفت :اى جوان!سطل را بردار و از چاه ، آب بكش و وضو بساز و به نماز مشغول شو تا اگر چیزى از راه رسید، به تو بدهم ؛ مبادا كه تو از این خانه با دستان خالى بیرون روى ! دزد جوان ، آبى از چاه بیرون در آورد، وضو ساخت و نماز خواند.
روز شد ، كسى در خانه احمد را زد ؛ داخل آمد و 150 دینار نزد شیخ گذاشت
و گفت این هدیه ، به جناب شیخ است . احمد رو به دزد كرد و گفت : دینارها را بردار و برو؛ این پاداش یك شبى است كه در آن نماز خواندى . حال دزد، دگرگون شد و لرزه بر اعضایش افتاد. گریان به شیخ نزدیك تر شد و گفت : تاكنون به راه خطا مى رفتم . یك شب را براى خدا گذراندم و نماز خواندم ، خداوند مرا این چنین اكرام كرد و بى نیاز ساخت . مرا بپذیر تا نزد تو باشم و راه صواب را بیاموزم . كیسه زر را برگرداند و از مریدان شیخ احمد گشت .


طبقه بندی: داستان های زیبا و عبرت آموز،
برچسب ها: ناماز، دزد، شیخ، خداوند، الله، دینار، داستان بسیار زیبا، دزدی، احمد خضرویه، وضو ساخت، کیسه زر، خطا، صواب، عطا، نیکی، دگرگون، پاداش یک شب نماز خواندن، جوان، هدیه، آب، چاه، خوبی، بزرگواری، داستان عبرت آموز، مسلمان،
[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 01:00 ب.ظ ] [ aLi ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


منی كه مایه ننگم به حد رسوایی

چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی

چو خویش یار تو دیدم به نیك فهمیدم

عزیز فاطمه ، مهدی ، چقدر تنهایی

****************************
الّلهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

****************************

"اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک"


انتشار مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

Up Page
ایران رمان